السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
307
تفسير الميزان ( فارسي )
پيغمبر ( ص ) فرموده : « إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ « 1 » و نيز براى انبيا و پيغمبران خود و همچنين براى مؤمنين حقوقى بر عهده خود واجب نموده و آن حقوق را تعظيم و احترام كرده ، از آن جمله فرموده : » وَلَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنا لِعِبادِنَا الْمُرْسَلِينَ إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنْصُورُونَ « « 2 » و نيز فرموده : كانَ حَقًّا عَلَيْنا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ » « 3 » با اين حال چه مانعى دارد كه ما نيز اين امور را تعظيم نماييم ؟ و از كلامى كه خداى تعالى در باره مطلق قسم دارد تبعيت نموده و خدا را به يكى از همان چيزهايى كه خودش به آن قسم ياد كرده و يا به يكى از حقوقى كه خودش براى اوليايش قرار داده قسمش بدهيم ؟ و چطور مىتوان گفت كه اين نحوه قسم شرك به خدا است ؟ ! آرى اين نحو قسم ، قسم شرعى كه در فقه در باب يمين و قضا ، آثار و احكام مخصوصى دارد نيست ، و قسم شرعى تنها قسمى است كه به اسم خداى سبحان منعقد شود ، و ليكن كلام ما در اين جهت نبود . و اگر مقصود اين است كه بطور كلى تعظيم غير خدا چه در قسم و چه در غير قسم جايز نيست ، اين مدعايى است بدون دليل بلكه دليل قطعى بر خلافش هست . بعضى هم گفتهاند كه خدا را به حق رسول اللَّه ( ص ) و ساير اوليايش قسم دادن و به آنان تقرب جستن و آنان را به هر وجهى كه شده شفيع قرار دادن جايز نيست ، زيرا اين عمل خود يك نحوه پرستش و براى غير خدا نفوذ معنوى قايل شدن است . جواب اين حرف هم نظير جوابى است كه از حرف قبلى داده شد ، زيرا از اين آقايان مىپرسيم مراد شما از اين نفوذ و سلطه غيبى چيست ؟ اگر مراد از اين سلطه ، سلطه و نفوذ استقلالى است بطورى كه رسول اللَّه ( ص ) و يا امامان ( ع ) در مقابل خداى تعالى مستقل در تاثير باشند كه خود روشن است هيچ مسلمانى كه به كتاب خدا ايمان داشته باشد چنين خيالى را هرگز نمىكند . و اگر مراد مطلق سلطه و نفوذ معنوى است و لو به اذن خدا باشد چنين سلطه اى هيچ دليلى بر امتناعش نيست ، و هيچ اشكالى ندارد كه بعضى از بندگان خدا مانند اولياى او متصف به چنين قدرتى بشوند ، بلكه قرآن شريف پاره اى از
--> ( 1 ) سوره ن آيه 4 . ( 2 ) به تحقيق در لوح محفوظ وعده پاداش ما به بندگان فرستاده ما گذشته و ثبت شده است ، آرى آنان هر آينه يارى خواهند شد . سوره صافات آيه 171 . ( 3 ) و از ازل يارى مؤمنين را بر خود واجب كرده بوديم . سوره روم آيه 47 .